Park Shin Hye As The Ghost on “Don’t Worry, I’m A Ghost”

If usually the ghost  looks scary and makes you frightened, but don’t worry it will not happen if Park Shin Hye as the ghost. Recently, 4Him Entertainment, Park Shin Hye’s agency, revealed teaser from KBS’s special drama “Don’t Worry, I’m A Ghost”.

Although taking a role as the ghost, instead of looks scary and creepy, Park Shin Hye appears as the pretty and cute spirit. At the pic above she looks haunting Bong Tae Gyu, but looking her mischievous smile, i think nobody will be frightened with this pretty ghost.

On “Don’t Worry, I’m Ghost” Park Shin Hye plays as Yeon Hwa, the ghost that will fals in love with the amnesia patient, Moon Ki (Bong Tae Gyu). the drama will start airing on July 15th.

[info and image source]

2 Responses to Park Shin Hye As The Ghost on “Don’t Worry, I’m A Ghost”

  1. کاوه یوسف زاده

    ترانه های ذیل صرفا جهت اطلاع رسانی وروشنگری می باشند ولزوما مورد تائید بنده نمی باشند.ضمن آنکه بعضا ممکن است که مضامین برخی از ترانه های مزبور از محتوی بسیار فاشیسمی وبلاآفرینانه وضدبشری نیز برخوردار باشند وبه مثابه چراغ سبزی باشند برای توجیه وتداوم بلایا ومصائب شیطانی وظالمانه فاشیسمی !
    هدف بنده از ارسال ترانه های ذیل صرفا اهداف روشنگرانه واطلاع رسانی می باشد .ترانه های ذیل الهام گرفته از واقعیت های زمانه می باشند. شاید از طریق چندین متن مطول ادبی واجتماعی و هنری و…نگارنده ها ونویسندگان متن های مزبور قادر به انتقال احساسات ومراد واهداف خودشان به خوانندگان شان به روشنی نباشند. اما از طریق هنر ودراینجا ترانه وشعر بطور نسبی بسیار بسیار آسان تر وسریع تروصریح ترمیتوان انتقال مفاهیم نمود. هدف عمده بنده جدا از اطلاع رسانی وروشنگری که خود مقوله ای به غایت مهم هستند به منظور پیشگیری از بلایای احتمالی آتی نیز می باشد.مضمون ترانه های ذیل که فقط من به برخی از آنها اشاره کرده ام وشمار ترانه هایی از این دست کم نیستند بعضا ممکن است با ساختارهای فکری من وشمار کثیری از افراد بشردوست وبصیر وباوجدان دیگرتفاوت های فاحش وتضادهای ماهوی داشته باشند وحتی مورد مخالفت وانزجارشدید ما نیز باشند.به عنوان نمونه ترانه رسم زمانه اصلا وابدا از حیث مفهومی وبار معنائی آن حداقل موردپذیرش من به هیچ عنوان نمی باشد.اما چون الهام گرفته از یک واقعیت بسیارتلخ می باشد وبه نوعی می خواهد جور وبیداد زمانه را هنرمندانه توجیه وتببین کند از این حیث که شنیدن وخواندن متن این ترانه وبسیاری از ترانه های دیگر از این دست می تواند احساسات و وجدان خواننده های عاطفی و بشردوست مختلف را تهییج کرده وبر میزان قدرت تحلیل وهوشیاری آنها بیافزاید وهمگی آنها را برعلیه جور و بیداد زمانه بسیج کنند و همگی آنها را با هم بر علیه ظالمان قسی القلب بی دل بلاآفرین متحد کند و طبعا جلوی بسیاری از بلایای احتمالی آتی را بگیرد قابل ستایش خیلی زیادی می باشند.
    متشکرم
    کاوه یوسف زاده
    1/8/1393
    23/10/2014

    با شروع قصه ها

    زیر این چرخ کبود

    توی اون تنگ غروب

    یکی بود هیچکی نبود

    یکی بود دیده نشد

    مثل خواب یک صدا

    میون قصه که بود

    از من و از تو جدا

    باشروع قصه ها

    تو جوونی پیر میشی

    بجای فرصتامون

    واسه فردا دیر میشی

    بشنویم قصه هارو

    زودتر از غصه شدن

    واسه دیر شدن بسه

    خودتو به خواب نزن

    وقتی که وقتای ما

    واسه داشتن نباشه

    رفتن و رفتنمون

    نرسیدن باهاشه

    باید آب بشیم و بعد

    برسیم به تشنگی

    آخرین فرصت ما

    همینه تو زندگی

    تو کجایی خود من

    کمکم کن بمونم

    قصه موندنمو

    تا که هستم بخونم

    درد عشق و انتظار

    دارم زان شب یادگار

    در آن شب سرد پاییز

    آهنگ سفر می کردی

    از رهگذری محنت بین

    دیدم که گذر می کردی

    تو رفتی و دلم غمین شد

    قرین آه آتشین شد

    از آن شبی که بر نگشتی

    جهان که شادی آفرین بود

    به چشم من غم آفرین شد

    از آن شبی که بر نگشتی

    از آن شب سرد خزان شبها گذشته

    داستان باده و مینا گذشته

    روزگاری بر من تنها گذشته

    تو رفتی و دلم غمین شد

    قرین آه آتشین شد

    از آن شبی که بر نگشتی

    منم چو چشمه سرابم

    چو نقش آرزو بر آبم

    همچو قصه و فسانه ام

    بلرزدم زدل نسیمی

    به وقت زندگی حباب

    در زمان بی نشانه ام

    آرزو، آرزو، ای سراب بی کران

    ای امید بی نشان

    ای که شعله های تو آتشم زند به جان

    عشق من بود گناه من

    منم عاشق منم رسوا

    بار غم به دل نشسته ای

    منم عاشق منم شیدا

    مرغ بال وپر شکسته ای

    چرا از ما تو

    ای زیبا

    رشته ی الفت گسسته ای

    نمی پرسی

    ز حال ما

    فارغ از این حال خسته ای

    جز به دل مشتاقش غم آهی نمی سازد

    آن که ندارد سوزی دیوانه نمی سازد

    سوز دل بود گواه من

    منم چو چشمه سرابم

    چو نقش آرزو بر آبم

    همچو قصه و فسانه ام

    بلرزدم زدل نسیمی

    به وقت زندگی حباب

    در زمان بی نشانه ام

    درد عشق و انتظار
    دارم زان شب يادگار
    در آن شبِ سر پائيز
    آهنگِ سفر مي کردي
    از رهگذري محنت خيز
    ديدم که گذر مي کردي
    درد عشق و انتظار
    دارم زان شب يادگار
    تو رفتي و دلم غمين شد
    قرينِ آهِ آتشين شد
    از آن شبي که برنگشتي
    جهان چه شادي آفرين بود
    به چشم من غم آفرين شد
    از آن شبي که برنگشتي
    لا لا لا لا لا لا لا لا لا
    لا لا لا لا لا
    لا لا لا لا لا
    در آن شبِ سر پائيز
    آهنگِ سفر مي کردي
    از آن شبِ سردِ خزان شب ها گذشته
    داستان باده و مينا گذشته
    روزگاري بر من تنها گذشته
    از آن شبِ سردِ خزان شب ها گذشته
    داستانِ باده و مينا گذشته
    روزگاري بر منِ تنها گذشته
    تو رفتي و دلم غمين شد
    قرين آه آتشين شد
    از آن شبي که بر نگشتي
    جهان که شادي آفرين بود
    به چشم من غم آفرين شد
    از ن شبي که برنگشتي
    لا لا لا لا لا لا لا لا لا
    لا لا لا لا لا
    لا لا لا لا لا
    تو رفتي و دلم غمين شد
    قرينِ آهِ آتشين شد
    از آن شبي که برنگشتي
    جهان چه شادي آفرين بود
    به چشم من غم آفرين شد
    از آن شبي که برنگشتي
    لا لا لا لا لا لا لا لا لا
    لا لا لا لا لا
    لا لا لا لا لا
    یار دبستانی من

    با من و همراه منی

    چوب الف بر سر ما

    بغض من و آه منی

    حک شده اسم من و تو

    رو تن این تخته سیاه

    ترکه بیداد و ستم

    مونده هنوز رو تن ما

    دشت بی فرهنگی ما

    هرزه تموم علفاش

    خوب اگه خوب بد اگه بد

    مرده دلای آدماش

    دست من و تو باید این

    پرده ها رو پاره کنه

    کی میتونه جز من و تو

    درد ما رو چاره کنه

    یار دبستانی من

    با من و همراه منی

    چوب الف بر سر ما

    بغض من و آه منی
    یه زخم کهنه روی بالم/ یه آسمون که چشم برام نیست

    به غیر واژه غریبی/ چیزی توی ترانه هام نیست

    حتی یه آینه پیش روم نیست/ که اسممو یادم بیاره

    تنهاترین مسافر شب/ تو خلوتم پا نمیذاره

    ازم نخواه با تو بمونم/ تو هیچی از من نمیدونی

    اگه بگم راز دلم رو/ تو هم کنارم نمی مونی

    دل من از نژاد عشقه/ از تو و از ترانه لبریز

    یه دنیا غم توی صدامه/ مثل سکوت تلخ پاییز

    من یه پرنده غریبم/ من از نژاد آسمونم

    میون این همه ستاره/ من یه شهاب بی نشونم…

    ازم نخواه با تو بمونم/ تو هیچی از من نمیدونی

    اگه بگم راز دلم رو/ تو هم کنارم نمی مونی…

    سینه ام دکان عطاری است،دردت چیست؟
    سینه ام دکان عطاری است، دردت چیست؟
    شنبلیله، رازیانه، شاهی و گشنیز
    هل و آویشن، نبیذ سرخ شور انگیز
    سینه ام دکان عطاری است، دردت چیست؟
    تو اگر جسمت بهاران است اما جان تو پاییز
    عازم مسجد سلیمانی و لیکن می رسی تبریز
    عاشقی تو، عاشقی تو
    من برای عاشقِ بی کس، برای عاشق بی چیز
    راه رفتن، گریه کردن زیر باران می کنم تجویز

    سگه با پاي چلاقش
    نون ديده رفته سراغش

    داشته ميرفته كه بنزه
    زده پرت شده رو طاقش

    بنزه انگار كه نه انگار
    خون پاشيده رو چراغش

    سگ هار نازي آباد
    لب تشنه میکنه داد

    هاپ هاپ هاپ
    واق واق واق
    ااو ااو ااو ااو

    حالا واق بزن صدا كن
    نون خوني رو رها كن
    بگو از غم غريبي
    جون نده نذار بميري
    حالا واق بزن صدا كن
    نون خوني رو رها كن
    بگو از غم غريبي
    جون نده نذار بميري

    سگه با پاي چلاقش
    نون ديده رفته سراغش

    داشته ميرفته كه بنزه
    زده پرت شده رو طاقش

    بنزه انگار كه نه انگار
    خون پاشيده رو چراغش

    سگ هار نازي آباد
    لب تشنه میکنه داد

    هاپ هاپ هاپ
    واق واق واق
    او او او

    حالا واق بزن صدا كن
    حالا واق بزن صدا كن
    حالا واق بزن صدا كن
    حالا واق بزن صدا كن
    شبو خوب می شناسمش
    من و شب
    قصه داریم واسه هم
    من و شب پشت سر روز می شینیم حرف می زنیم!
    من و شب،
    واسه هم شعر می خونیم
    با هم آروم می گیریم
    من و شب خلوتمون مقدسه،
    من و شب خلوتمون، خلوت قلب و نفسه
    خلوت دو همنوای بی کسه
    که به اندازه ی زندگی به هم محتاجن

    من شبو دوست دارم!
    شب منو دوست داره!
    من که عاقلا ازم فراری ان
    من که دیوونه ی ِ واژه بافی ام
    واسه ی شب کافی ام!

    وقتی آفتاب می زنه
    من کمم !
    واسه روز
    من همیشه کم بودم!
    من و روز
    همو هیچ دوست نداریم!
    من و روز منتظر یه فرصتیم سر به سر هم بذاریم!
    تا که این خورشید تکراری ی لعنتی بره

    من و شب خوب می دونیم
    ما رو هیچکس نمی خواد!

    وقتی خورشید سره
    هر کی با روز بده
    مایه ی دردسره … !

    امشب تمام عاشقان رادست بسر کن

    يک امشبي با من بمان بامن سحر کن

    بشکن سر من کاسه ها و کوزه ها را

    کج کن کلاه ،دستي بزن، مطرب خبر کن

    گلهاي شمعداني همه شکل تو هستند

    رنگين کمان را بر سر زلف تو بستند

    تا طاق ابروي بت من تا به تا شد

    دُردي کشان پيمانه هاشان را شکستند

    يک چکه ماه افتاده بر ياد تو و وقت سحر…….

    اين خانه لبريز تو شد شيرين بيان حلواي تر………..

    تو مير عشقي عاشقان بسيار داري

    پيغمبري با جان عاشق کار داري

    امشب تمام عاشقان رادست بسر کن

    يک امشبي با من بمان بامن سحر کن
    شما که سواد داری ، لیسانس داری ، روزنامه خونی
    با بزرگون می شینی، حرف میزنی ، همه چی می دونی
    شما که کله ت پره ، معلّم مردم گنگی
    واسه هر چی که می گن جواب داری ، در نمی مونی
    بگو از چیه که من ، دلم گرفته؟

    راه میرم دلم گرفته ، می شینم دلم گرفته
    گریه می کنم ، می خندم ، پا میشم، دلم گرفته
    من خودم آدم بودم ، باد زد و حوای منو برد

    سوار اسبی بودم که روز بارونی زمین خورد

    عمر من کوه عسل بود ولی افسوس

    روزای بد انگشت انگشت اونو لیسید

    بعد نشست تا تهشو خورد ….

    به رهي ديدم برگ خزان
    پژمرده ز بيداد زمان
    کز شاخه جدا بود

    چو ز گلشن رو کرده نهان
    در رهگذرش باد خزان
    چون پيک بلا بود

    اي برگ ستم ديده پاييزي
    آخر تو ز گلشن ز چه بگريزي

    روزي تو هم آغوش گلي بودي
    دلداده و مدهوش گلي بودي

    اي عاشق شيدا دلداده رسوا
    گويمت چرا فسرده ام
    در گل نه صفايي باشد نه وفايي
    جز ستم ز دل نبرده ام

    آه
    بارلهش در دل بنشاندم
    در ره او من جان بفشاندم
    تا شد نوگل گلشن زيب چمن
    رفت آن گل من از دست
    با خار و خسي بنشست

    من ماندم و صد خار ستم
    اين پيکر بي جان

    اي تازه گل گلشن پژمرده شوي
    هر برگ تو افتد به رهي پژمرده ولرزان

    به رهي ديدم برگ خزان
    پژمرده ز بيداد زمان
    کز شاخه جدا بود

    چو ز گلشن رو کرده نهان
    در رهگذرش باد خزان
    چون پيک بلا بود

    برويد اي حريفان بکشيد يار ما را
    به من آوريد آخر صنم گريزپا را
    به ترانه‌هاي شيرين به بهانه‌هاي زرين
    بکشيد سوي
    خانه مه خوب خوش لقا را
    وگر او به وعده گويد که دمي دگر بيايم
    همه وعده مکر باشد بفريبد او شما را
    دم سخت گرم دارد که به جادويي و افسون
    بزند گره بر آتش و ببندد او هوا را
    به مبارکي و شادي چو نگار من درآيد
    بنشين نظاره مي‌کن تو عجايب خدا را
    چو جمال او بتابد چه بود جمال خوبان
    که رخ چو آفتابش بکشد چراغ‌ها را

    برو اي دل سبک رو به يمن به دلبر من
    برسان سلام و خدمت تو عقيق بي‌بها را
    هوا دلپذير شد، گل از خاک بردميد
    پرستو به بازگشت زد نغمه اميد
    به جوش آمدست خون درون رگ گياه
    بهار خجسته‌فال خرامان رسد ز راه
    بهار خجسته‌فال خرامان رسد ز راه
    به خويشان، به دوستان، به ياران آشنا
    به مردان تيزخشم که پيکار مي‌کنند
    به آنان که با قلم تباهي دهر را
    به چشم جهانيان پديدار مي‌کنند
    بهاران خجسته باد، بهاران خجسته باد
    و اين بند بندگي، و اين بار فقر و جهل
    به سرتاسر جهان، به هر صورتي که هست
    نگون و گسسته باد، نگون و گسسته باد
    به خويشان، به دوستان، به ياران آشنا
    به مردان تيزخشم که پيکار مي‌کنند
    به آنان که با قلم تباهي دهر را
    به چشم جهانيان پديدار مي‌کنند
    بهاران خجسته باد، بهاران خجسته باد

    اي واي من، اي واي من

    زد اين دل شيداي من

    آتش به سر تا پاي من

    خاکسترم کردي، چه آوردي، تو اي دل بر سرم

    ديگر چه آوازي، چه پروازي، که بي بال و پرم

    اي فارغ از حال من، چون ياد آورم

    رو گرداندنِ تو را

    ترسم سوز درد من، آه سرد من

    گيرد دامن تو را

    کردي جفا ديگر مکن

    چشم عاشق را تر مکن

    اي چشم من، گريان مباش

    اينگونه اشک افشان مباش

    حيران و سرگردان مباش

    در گردش گيتي، رسد روزي، به پايان هر غمي

    دست نگار ما، داغ دل را، گذارد مرهمي

    دست غارت از چه رو، آه اي لاله رو

    بر جانم گشودهاي

    از تو چه شد حاصلم، همين کز دلم، قرارم

    معشوقه به سامان شد معشوقه به سامان شد

    تا باد چنين بادا تا باد چنين بادا

    کفرش همه ايمان شد کفرش همه ايمان شد

    تا باد چنين بادا تا باد چنين بادا

    ياري که دلم مي خست در بر رخ ما مي بست

    غمخواره ياران شد تا باد چنين بادا

    تا باد چنين بادا تا باد چنين بادا

    زان خشم دروغينش زان شيوه شيرينش

    عالم شکرستان شد تا باد چنين بادا

    تا باد چنين بادا تا باد چنين بادا

    قهرش همه رحمت شد زهرش همه شربت شد

    ابرش شکر افشان شد تا باد چنين بادا

    تا باد چنين بادا تا باد چنين بادا

    شب رفت صبوح آمد غم رفت فتوح آمد

    خورشيد درخشان شد تا باد چنين بادا

    تا باد چنين بادا تا باد چنين بادا

    عيد آمد و عيد آمد ياري که رميد آمد

    عيدانه فراوان شد تا باد چنين بادا

    تا باد چنين بادا تا باد چنين بادا

    معشوقه به سامان شد معشوقه به سامان شد

    تا باد چنين بادا تا باد چنين بادا

    کفرش همه ايمان شد کفرش همه ايمان شد

    تا باد چنين بادا تا باد چنين بادا

    خاموش که سرمستم بربست کسي دستم

    انديشه پريشان شد تا باد چنين بادا

    تا باد چنين بادا تا باد چنين باداربودهاي

    کردي جفا ديگر مکن

    چشم عاشق را تر مکن

    عاشق شده اي اي دل سودات مبارک باد
    از جا و مکان رستي آن جات مبارک باد

    از هر دو جهان بگذر تنها رو و تنها پر
    تا مُلک و مَلَک گويد تنهات مبارک باد

    در خانقه سينه غوغاست فقيران را
    اي سينه ي بي کينه غوغات مبارک باد

    اي عاشق پنهاني آن يار قرينت باد
    اي طالب بالايي بالات مبارک باد
    ود

    مرغ سحر ناله سر کن

    داغ مرا تازه تر کن

    ز آه شرر بار، اين قفس را

    بر شکن و زير زبر کن

    بلبل پر بسته ز کنج قفس درآ

    نغمه ي آزادي نوع بشر سرآ

    وز نفسي عرصه ي اين خاک توده را

    پر شرر کن

    ظلم ظالم، جور صيّاد

    آشيانم، داده بر باد
    ابر چشمم، ژاله بار است

    اين قفس، چون دلم، تنگ و تار است

    شعله فکن در قفس اي آه آتشين

    دست طبيعت گل عمر مرا مچين

    جانب عاشق نگه اي تازه گل از اين

    بيشتر کن، بيشتر کن، بيشتر کن

    شب سردی است و من افسرده راه دوری است و پايي خسته تيرگی هست و چراغی مرده می کنم تنها از جاده عبور دور ماندند زمن آدمها سايه ای از سر ديوار گذشت غمی افزود مرا بر غمها فکر تاريکی و اين ويرانی بی خبر آمد تا با دل من قصه ها ساز کند پنهانی نيست رنگی که بگويد با من اندکی صبر سحر نزديک است هر دم اين بانگ بر آرم از دل وای اين شب چقدر تاريک است خنده ای کو که به دل انگيزم قطره ای کو که به دريا ريزم صخره ای کو که بدان آويزم مثل اينست که شب نمناک است ديگران را هم غم هست به دل غم من ليک غمی غمناک است هر دم اين بانگ بر آرم از دل وای اين شب چقدر تاريك است اندکی صبر سحر نزديک است
    ♫♫ قربون امشو ، باز امشو برم ، عمرم ، یارم خونمونه
    قربون امشو ، باز امشو برم ، عمرم ، یارم خونمونه
    مو میرم امشو بهر دیدن یارم اون مه ده و چارم تا هیچکس ندونه
    مو میرم امشو بهر دیدن یارم ، اون مه ده و چارم ، تا هیچکس ندونه
    میون چشمونم ، آی چشمونم ، آی مردم ، بیایید پل ببندید
    میون چشمونم ، آی چشمونم ، آی مردم ، بیایید پل ببندید
    که شاید یارم ، جون و دلبرم ، عمرم ، باز از اینور آ ، باز از اینور آیه ، خدا صبرم بده
    خدا صبرم بده
    قربون امشو ، باز امشو برم ، عمرم ، یارم خونمونه
    قربون امشو ، باز امشو برم ، عمرم ، یارم خونمونه
    مو میرم امشو بهر دیدن یارم اون مه ده و چارم تا هیچکس ندونه
    مو میرم امشو بهر دیدن یارم ، اون مه ده و چارم ، تا هیچکس ندونه
    میون چشمونم ، آی چشمونم ، آی مردم ، بیایید پل ببندید
    میون چشمونم ، آی چشمونم ، آی مردم ، بیایید پل ببندید
    که شاید یارم ، جون و دلبرم ، عمرم ، باز از اینور آ ، باز از اینور آیه ، خدا صبرم بده
    خدا صبرم بده
    خدایا کی باز هجرونم سر آیه ، کی هجرونم سرآیه
    خدایا کی باز هجرونم سر آیه ،کی هجرونم سرآیه
    صدای سبزِ ، پایِ نازنین دلبر ، دلبرِ ز جون بهتر ، باز از در درآیه
    صدای سبزِ ، پایِ نازنین دلبر ، دلبرِ ز جون بهتر ، باز از در درآیه
    میون چشمونم ، آی چشمونم ، آی مردم ، بیایید پل ببندید
    میون چشمونم ، آی چشمونم ، آی مردم ، بیایید پل ببندید
    که شاید یارم ، جون و دلبرم ، عمرم ، باز از اینور آ ، باز از اینور آیه ، خدا صبرم بده
    خدا صبرم بده

    ز هر بزمی – به هر جمعی -‌ نظر کردم تو را دیدم
    ز هر کویی – ز هر شهری – گذر کردم تو را دیدم
    نشانی‌ گر از هنر دیدم
    تو را آنجا جلوگر دیدم
    به هر گلشن – رنگ و بو دیدم
    نشانی‌ از نقشِ او دیدم
    به شامِ تارم هویدایی
    به زیبایی‌ همچو رویایی
    نشانی‌ اگر از هنر دیدم
    تو را آنجا جلوه گر دیدم
    به پنهانی‌ – از چه پیدایی
    تو ناپیدا – از چه با مایی
    به خلوتگه – در خیالِ من
    جمالِ تو – کرده غوغایی
    ندیدم من – چون تو زیبایی‌
    مرا بی‌ تو کو شکیبایی

    آهای مردم دنیا، آهای مردم دنیا
    گله دارم گله دارم
    من از عالم و آدم گله دارم، گله دارم

    آهای مردم دنیا، آهای مردم دنیا
    گله دارم، گله دارم
    من از دست خدا هم گله دارم، گله دارم

    شما که حرمت عشق رو شکستید
    کـــمر به کشتن عاطفه بستید
    شما که روی دل قیمت گذاشتید
    که حرمت عشق رو نگه نداشتید

    آهای مردم دنیا، آهای مردم دنیا
    گله دارم، گله دارم
    من از دست خدا هم گله دارم، گله دارم

    فریاد من شکایت یه روح بی‌قراره
    روحه که خسته از همه زخمی روزگاره
    گلایه من از شما حکایت خودم نیست
    برای من که از شما سوختم و گم شدم نیست

    اگه عشقی نباشه آدمی نیست
    اگه آدم نباشه زندگی نیست
    نپرس از من چه آمد وای سر عشق
    جواب من بجز شرمندگی نیست

    آهای مردم دنیا، آهای مردم دنیا
    گله دارم، گله دارم
    من از عالم و آدم گله دارم، گله دارم

    آهای مردم دنیا، آهای مردم دنیا
    گله دارم، گله دارم
    من از دست خدا هم گله دارم، گله دارم
    ای پرنده ی مهاجر ، ای پر از شهوت رفتن
    فاصله قد یه دنیاست ، بین دنیای تو و من

    تو رفیق شاپرک ها ، من تو فکر گله امونم

    تو پی عطر گل سرخ ، من حریص بوی نونم

    دنیای تو بی نهایت ، همه جاش مهمونی نور

    دنیای من یه کف دست ، رو سقف سرد یک گور

    من دارم تو آدمک ها میمیرم ، تو برام از پری ها قصه میگی

    من توی حیله ی وحشت میپوسم ، برام از خنده چرا قصه میگی

    کوچه پس کوچه ی خاکی ، در و دیوار شکسته

    آدمای روستایی ، با پاهایه پینه بسته

    پیش تو یه عکس تازست ، واسه آلبوم قدیمی

    یا شنیدن یه قصه ، از یه عاشق قدیمی

    برای من زندگیمه ، پر وسوسه پر غم

    یا مثل نفس کشیدن ، پر لذت دمادم

    ای پرنده ی مهاجر ، ای پر از شوق پریدن

    خستگی کوله بار ، روی رخ بت تن من

    مثل یک پلنگ زخمی ، پر وحشت نگاهم

    میمیرم اما هنوزم دنبال یه جور پناهم

    نباید مثل یه سایه ، زیر پاها زنده باشیم

    مثل چتر خورشید باید ، روی برج دنیا باشیم

    ضیافتهای عاشق را خوشا بخشش خوشا ایثار
    خوشا پیدا شدن در عشق برای گم شدن دریا

    چه دریایی میان ماست خوشا دیدار ما در خواب
    چه امیدی به این ساحل خوشا فریاد زیر آب
    خوشا عشق و خوشا خون جگر خوردن
    خوشا مردن خوشا از عاشقی مردن

    اگر خوابم اگر بیدار اگر مستم اگر هشیار
    مرا یارای بودن نیست تو یاری کن مرا ای یار
    تو ای خاتون خواب من، من تن خسته را دریاب
    مرا همخانه کن تا صبح نوازش کن مرا تا خواب
    همیشه خواب تو دیدن دلیل بودن من بود
    چراغ راه بیداری اگر بود از تو روشن بود

    ضیافتهای عاشق را خوشا بخشش خوشا ایثار
    خوشا پیدا شدن در عشق برای گم شدن دریا

    نه از دور و نه از نزدیک تو از خواب آمدی ای عشق
    خوشا خودسوزی عاشق مرا آتش زدی ای عشق
    خوشا عشق و خوشا خون جگر خوردن
    خوشا مردن خوشا از عاشقی مردن

    من و زخم این زمستون که زده به من شبیخون
    من و باغ آرزوها که گلی نچیدم از اون

    با تو بودن و نبودن مثل سیاه و سفید است
    با تو بودن و نبودن مثل بیم و امید است

    دوست دارم که دستاتو داشته باشم
    تا تمومه خوبیاتو داشته باشم

    دوست دارم تو باشی و من زیر سایت
    همه صلح و صفاتو داشته باشم

    چشم من خسته و خونه که به سمتت نگرونه
    که خیاله تو باهاش مثله یه خواب مهربونه

    دل من مثله یه قفله به کلید تو سپرده
    یعنی که بود و نبودن به امید تو سپرده

    با تو بودن و نبودن مثل سیاه و سفید است
    با تو بودن و نبودن مثل بیم و امید است

    دوست دارم که دستاتو داشته باشم
    تا تمومه خوبیاتو داشته باشم

    کاشکی به حاشی برسی ضامن باغم بشی
    مثله گلای اطلسی چشم و چراغم بشی

    کاشکی مثله یه چلچراغ خونمو روشن کنی
    روح خموده منو غرق شکفتن کنی

    دوست دارم که دستاتو داشته باشم
    تا تمومه خوبیاتو داشته باشم
    دوست دارم تو باشی و من زیر سایت
    همه صلح و صفاتو داشته باشم

    من و زخم این زمستون که زده به من شبیخون
    من و باغ آرزوها که گلی نچیدم از اون

    با تو بودن و نبودن مثل سیاه و سفید است
    با تو بودن و نبودن مثل بیم و امید است

    دوست دارم که دستاتو داشته باشم
    تا تمومه خوبیاتو داشته باشم

    دوست دارم تو باشی و من زیر سایت
    همه صلح و صفاتو داشته باشم

    تو گل سرخی،من یه برگ زردم….
    تو گل سرخی،من یه برگ زردم
    پرم از غصه،همنشین دردم
    دل من مونده در کویر حسرت
    چه کنم بی تو در دیار غربت؟
    چه کنم با این آه سرد و خسته؟
    چه کنم با این شعر دل شکسته؟
    ابر چشم من باز میل گریه داره
    تا به کی میتونه اشک غم بباره
    من که دلم گرفته
    از این سکوت دلگیر
    از شب سرد بی ترانه
    بیا بمون کنارم
    بیا بخون برایم
    ترانه های عاشقانه
    تو گل سرخی،من یه برگ زردم
    پرم از غصه،همنشین دردم
    روز بوشوم کونوس کله * کونوس بیچم ای پرپره
    ای دانه می داهن دکته * می داهن آب جکته
    ایلاهی تی ماری بیمیره * می دیل قراری بیگیره
    اَما طارامسریمی * جی موشک و انبریمی
    برار خوب داریمه * هچین بیرون ناریمه
    اگر بیرون باریمه * ده تا عروس گیریمه
    جینگلاکا جینگلی،جینگلاکا جینگلی
    بوشوم دوعا خون خانه * تا تره دوعا بوکونه
    دوعای سرتا پا بیده * اوشان ره بلا بیده
    سگ بیگیته می پرپرا * لگد بزم سگ موتیرا
    می برا نیشته دوکونی * سیاه کاکولی واشانه
    سورخ و سیفید،جوونی * آهو آهوزار مونی
    می گولعذار مونی * خانم بزرگه یار اونه
    ای گول مخمل فرنگ * صد گل مخمل فرنگ
    خدایا ! دختر رشتی قشنگه / سفیده،سرخه، سبزه، رنگ به رنگه / ولی با ان همه حُسن خداداد
    دلی در سینه داره مثل سنگه / بنفشه گول بیرون بامو / به یاد باورد تی عهدَ
    بگوفتی که وقت بهار / آیَم تی ور با خنده / گول باران سبزان سر قاصد بوبو بنفشه
    فصل بهار بامو ،بیا ،می دیل بوبوسته زنده / از یاد ببوردی تو مگر قولو قرارَ
    دِ ناز نوکُن،بیا می ور،وقت بهارَ / دنیا به جا نمانه / غیر از وفا چی مانه؟
    چوم نرگسَ دوخانه / دیم سرخ گولَ مانه / دارم تره دِ غم نارَم
    می نازنین نازدانه

    بوشو بوشو تره نخوام / بوشو بوشو تره نخوام / سياهي تره نخوام / سياهي تره نخوام / بلايي تره نخوام / سياه سوخته تره نخوام / پدر سوخته تره نخوام / آن حرفانا بنا كنار / آن حرفانا بنا كنار / آن حرفانا بنا كنار / آن حرفانا بنا كنار / سياهي بلايي / هتل آبشار بمويي / آخ بمويي خوش بمويي / آخ بمويي خوش بمويي / تره نخوام تره نخوام تره نخوام / آي سياه كر / تره نخوام تره نخوام تره نخوام / آي سياه كر
    هسه خوايي؟آها آها / خاطر خواهي؟آها آها / هسه خوايي؟آها آها / خاطر خواهي؟آها آها / تره نخوام تره نخوام تره نخوام / آي سياه كر
    تره نخوام تره نخوام تره نخوام / آي سياه كر / سيا خاله تو تي اون لبان بزه بي / مي امره گپ نزه بي / سيا خاله تو تي اون لبان بزه بي
    مي امره گپ نزه بي / سه روز سه شب تو بركت گاز بزه بي / مي امره گپ نزه بی / سه روز سه شب تو بركت گاز بزه بي / مي امره گپ نزه بی / بيميرم بيميرم بيميرم / بيميرم بيميرم بيميرم / مو تي او سرخه جولانه گاز بيگيرم بيگيرم / مو تي او خاله سر لب ره بيميرم بيميرم
    مي جا نه كه حاج خا نومه / لبه لبه دوچكا نومه / مي جا نه كه حاج خا نومه / لبه لبه دوچكا نومه / مو كه خياط نيم / مو كه خياط نيم / بودوزم تي رختا / آي عضب لاكوي / مو كه نجار نيم / مو كه نجار نيم / چكنم تي تختا / آي عضب لاكوي / مو كه كفاش نيم / مو كه كفاش نيم
    بودوزم تي كفشا / آي عضب لاكوي / تي بلا مي سر عضب لاكوي / خانه ره سر عضب لاكوي / راه رامسر عضب لاكوي / تي برد نه سر عضب لاكوي / مي بلا به تي سر عضب لاكوي / مي جانه كه حاج خانومه / لبه لبه دوچكا نومه
    :
    صدايم کن، تا امان يابد
    عابري خسته در شب باران
    صدايم کن تا ببالم من
    در سحرگاهان با سپيداران
    از آن سوي خورشيد
    از آن سمت دريا
    صدايم کن، صدايم کن، صدايم کن
    تو لبخند صبحي، پس از شام يلدا
    از اين تيرگي ها رهايم کن

    سکوت سرخ شقايقها را
    در اين ويراني، تو مي داني
    غم پنهان نگاه ما را
    در اين حيراني، تو مي خواني
    از آن سوي خورشيد
    از آن سمت دريا
    صدايم کن، صدايم کن، صدايم کن
    تو لبخند صبحي، پس از شام يلدا
    از اين تيرگي ها رهايم کن

    صداي باران، نواي ياران
    به لحن تو، نمي ماند
    سکوت شب را، ز کوه و صحرا
    نواي گرم تو مي راند
    در ابهام جنگل
    کسي راز گل را
    به غير از تو، نمي داند
    بخوان از بهاران
    که با ساز باران
    کسي چون تو نمي خواند
    کسي چون تو نمي خواند

    صدايم کن تا امان يابد
    عابري خسته در شب باران
    صدايم کن تا ببالم من
    در سحر گاهان با سپيداران
    از آن سوي خورشيد
    از آن سمت دريا
    صدايم کن، صدايم کن، صدايم کن
    تو لبخند صبحي پس از شام يلدا
    از اين تيرگي ها، رهايم کن

    ♫♫ نی و نای چوپون
    سحر خروس خون
    ابرای بیابون
    می گن تو قصه بودی
    همه رودخونه ها
    دشت گلپونه ها
    حتی کوه و صحرا
    همه می دونن که تو بودی که غزل های شب جدایی رو سرودی
    دیگه از شهرتو
    سر شب یا سحر
    تا خبردار بشی
    رفته ام بی خبر
    نمی خوام قصه مون دوباره آفتابی شه
    آسمون نگات برای من آبی شه
    نمی گم قصه مو
    که دلت خون می شه
    خوب اگه بشنوه
    دیگه هامون می شه
    یادته اون روزا
    هر کجا
    چون دو دلداده با هم بودیم
    دلم اندازه یه بیابون که نیست
    درد من ای خدا از تو پنهون که نیست
    مثل پروانه ها
    ما رها
    غافل از رنج عالم بودیم
    دل دیوونه چون شب زده ها سایه به سایه توی راه تو بود
    یه معما شده که این جدایی کار من یا که گناه تو بود
    حالا هر چی که بود
    حالا هر چی که هست
    از تو هر خاطره
    تنها دل ما شکست ♫♫

    شلمان لاکوی، جوون لاکوی، بیا ناز نوکن می جن لاکوی

    رودخونه نشو آب تی تی کنه، دست به او نزن، ماهی ته خونه

    دمبکه زنم، دمبکه صدا نوکونه مره ی، مو گیل ریکم، لاکو مه نیگا نوکونه مره ی

    ده بوشو ریکه، مو تی ور ننم، تو گیل مردی، مو ته نخنم

    می همه نیه، پا صدا کونه، می مر بدونه، ته دعوا کونه

    دمبکه زنم، دمبکه صدا نوکونه مره ی، مو گیل ریکم، لاکو مه نیگا نوکونه مره ی

    ده اوتو نکن، مو ته ده مینم، هر چی تو بخوای، تی وسه هینم

    چارقد قشنگ، گوشوار طلا، هر چی تو بگی، هینم بوخودا…

    دمبکه زنم، دمبکه صدا نوکونه مره ی، مو گیل ریکم، لاکو مه نیگا نوکونه مره ی
    من و زخم این زمستون که زده به من شبیخون
    من و باغ آرزوهام که گلی نچیدم از اون
    با تو بودن و نبودن مثل سیاه و سفیدن
    با تو بودن و نبودن مثل بیم و امیدن

    دوست دارم که دست‌هاتو داشته باشم
    تا تموم خوبی‌هاتو داشته باشم
    دوست دارم تو باشی و من زیر سایه‌ات
    همه صلح و صفاتو داشته باشم

    چشم من خسته و خونه که به سمتت نگرونه
    که خیال تو باهاش مثل یه خواب مهربونه
    دل من مثل یه قفله به کلید تو سپرده
    یعنی که بود و نبودم به امید تو سپرده

    کاشکی بهار شی برسی ضامن باغم بشی
    مثل گل‌های اطلسی چشم و چراغم بشی
    کاشکی مثل یک چلچراغ خونمو روشن کنی
    روح خموده منو غرق شکفتن کنی

    میون صد هزار تا حرف تو میلیون ها گل آوازه…
    تمومشو گشتمو گشتم نبود در حد و اندازه
    نبود حرفی که بتونم باهاش بگم حسی رو که می خوام
    به جز یک واژه ی ساده که پر کرده همه دنیام…
    عاشقتم… عاشقتم… مثل عطر دعا مثل رنگ خدا …
    مثل من که نفس به نفس با تو هستم همه جا….
    عاشقتم… عاشقتم… مثل عطر دعا مثل رنگ خدا …
    مثل من که نفس به نفس با تو هستم همه جا….
    برای گفتن حسم هنوز یک واژه کم دارم
    که تو شعرام به جای اون همیشه نقطه میذارم
    منی که با این احساس یه عمره زندگی کردم
    نه میدونم ، نه میدونم که به چشمات بفهمونم
    عاشقتم… عاشقتم… مثل عطر دعا مثل رنگ خدا …
    مثل من که نفس به نفس با تو هستم همه جا….
    عاشقتم… عاشقتم… مثل عطر دعا مثل رنگ خدا …
    مثل من که نفس به نفس با تو هستم همه جا….
    عاشقتم… عاشقتم… مثل عطر دعا مثل رنگ خدا …
    مثل من که نفس به نفس با تو هستم همه جا….

    رد خون یه رد خونه روی ایوون توی باغچه

    غلاف خالی خنجر پای گلدون روی طاقچه

    طرح زخم یه قناری توی کابوسی که مرده

    حتی تیری که شکسته تو پر سیاه زاغچه

    طرح زخم یه قناری توی کابوسی که مرده

    حتی تیری که شکسته تو پر سیاه زاغچه

    رد خون یه رد خونه روی ایوون توی باغچه

    غلاف خالی خنجر پای گلدون روی طاقچه

    میشه این حرفها رو خوندن خوندن و آتیش سوزوندن

    همیشه مساله اینه بی تو موندن یا نموندن

    این همه عور و ادا هست تو تنک مثل عروسک

    وقتی مهمونه جنونه میشه عقل رو سر دووندن

    طرح زخم یه قناری توی کابوسی که مرده

    حتی تیری که شکسته تو پر سیاه زاغچه

    رد خون یه رد خونه روی ایوون توی باغچه

    غلاف خالی خنجر پای گلدون روی طاقچه

    کوچه به کوچه ، خونه به خونه

    دنبالت گشتم منه دیوونه

    سایه به سایه دنبالت گردم

    اما گم شدی دورت بگردم

    بارون میبارید ، چشمام نمیدید

    قلبم یه لحظه صدات رو نشنید

    به هم میریزه تموم دنیام

    وقتی تو نیستی من خیلی تنهام

    گریم میگیره وقتی که حرفام ازیادت میره

    یادت میافتم

    یادت میافتم بارون میگیره

    جایی نمیرم ، وای چه دلگیرم

    از دنیا سیرم ، بی تو میمیرم

    بی تو میمیرم ، بی تو میمیرم

    چشامو بستم ، خسته خسته ام

    با عکسات اینجا تنها نشستم

    تو رو ندارم هی بد میارم

    دلم گرفته از روزگارم

    چشامو بستم ، خسته خسته ام

    با عکسات اینجا تنها نشستم

    تو رو ندارم هی بد میارم

    دلم گرفته از روزگارم

    گریم میگیره وقتی حرفام

    ازیادت میره

    یادت میافتم

    یادت میافتم بارون میگیره

    جایی نمیرم ، وای چه دلگیرم

    از دنیا سیرم ، بی تو میمیرم

    بی تو میمیرم ، بی تو میمیرم
    ♫♫ عاشقا سلام ، عاشقا درود
    عاشقا درود ، عاشقا سلام
    آدما آسمونو می خواین چی کار
    کاش می شد سهم پرنده ها بشه
    کاش می شد تو هیچ دلی غم نباشه
    دل مردم ، خونه ی خدا باشه
    آدما آسمونو می خواین چی کار
    کاش می شد سهم پرنده ها بشه
    کاش می شد تو هیچ دلی غم نباشه
    دل مردم ، خونه ی خدا باشه
    خونه ی خدا همین جاست تو دلا
    اگه با هم دیگه مهربون باشیم
    خونه ی خدا همین جاست تو دلا
    اگه با هم دیگه مهربون باشیم
    کاش می شد پرنده شد ، پر زد و رفت
    کاشکی ما از خاک آسمون باشیم
    این شبا بارون تنهایی میاد
    شادیا به دیدن غم نمی رن
    چرا مثل اون قدیما آدما
    به زیارت دل هم نمی رن
    منم عاشقم ، منم از عاشقام
    خاطر عاشقا رو خیلی می خوام
    عاشقا سلام ، عاشقا درود
    عاشقا درود ، عاشقا سلام
    آدما آسمونو می خواین چی کار
    کاش می شد سهم پرنده ها بشه
    کاش می شد تو هیچ دلی غم نباشه
    دل مردم ، خونه ی خدا باشه
    منم عاشقم ، عاشقم من ، منم از عاشقام
    خاطر عاشقا رو خیلی می خوام
    عاشقا سلام ، سلام عاشقا
    عاشقا درود ، درود عاشقا
    ♫♫

    ای دل اگر عاشقی در پی دلدار باش
    بر در دل روز و شب منتظر یار باش

    دلبر تو دایما بر در دل حاضر است
    رو در دل برگشای حاضر و بیدار باش

    دیده‌ی جان روی او تا بنبیند عیان
    در طلب روی او روی به دیوار باش

    ناحیت دل گرفت لشگر غوغای نفس
    پس تو اگر عاشقی عاشق هشیار باش

    نیست کس آگه که یار کی بنماید جمال
    لیک تو باری به نقد ساخته‌ی کار باش

    در ره او هرچه هست تا دل و جان نفقه کن
    تو به یکی زنده‌ای از همه بیزار باش

    گر دل و جان تو را در بقا آرزوست
    دم مزن و در فنا همدم عطار باش

    نمی خواستم خورشید و ازت بگیرم
    نمی خواستم آسمونت ابری باشه
    نمی خواستم که چشات بارونی و سرد
    ********************
    سهم تو گرِِِِِیه باشه بی صبری باشه
    آرزوم بوده کــه آسمون تو شبـها
    برا تو یه سقف پر ستــاره باشه
    ********************
    روی طاقچه ماه برات مثل یه آینه
    کهکشونا هم برات گهواره باشه
    نازنین من اگه تاریکم غمی نیست
    ********************
    تو به فرداها به روشنی بیندیش
    همه پنجره هاارزونیتو
    به جهانی خوب و دیدنی بیندیش
    ********************
    دخترم دلخوشی بابا همیشه
    به گلافشونی لبخندتو بوده
    خودش آشنای پاییزه و اما
    برا خاطر تواز بهارســروده
    ♫♫ سحر بلبل حکایت با صبا کرد که عشق روی گل با ما چه‌ها کرد
    از آن رنگ رخم خون در دل افتاد و از آن گلشن به خارم مبتلا کرد
    غلام همت آن نازنینم که کار خیر بی روی و ریا کرد
    من از بیگانگان دیگر ننالم که با من هر چه کرد آن آشنا کرد
    گر از سلطان طمع کردم خطا بود ور از دلبر وفا جستم جفا کرد
    خوشش باد آن نسیم صبحگاهی که درد شب نشینان را دوا کرد
    نقاب گل کشید و زلف سنبل گره بند قبای غنچه وا کرد
    به هر سو بلبل عاشق در افغان تنعم از میان باد صبا کرد
    بشارت بر به کوی می فروشان که حافظ توبه از زهد ریا کرد
    وفا از خواجگان شهر با من کمال دولت و دین بوالوفا کرد
    یکنفس ای پیک سحری
    بر سر کویش کن گذری
    گو که ز هجرش به فغانم به فغانم
    ای که به عشقت زنده منم
    گفتی از عشقت دم نزنم
    من نتوانم نتوانم نتوانم
    من غرق گناهم
    تو عذر گناهی
    روز و شبم را تو چو مهری و چو ماهی
    چه شود گر مرا رهانی ز سیاهی ؟
    چون باده به جوشم در جوش و خروشم
    من سر زلفت به دو عالم نفروشم
    همه شب بر ماه وپروین نگرم
    مگر آید رخسارت در نظرم
    چه بگویم ؟ چه بگویم ؟
    به که گویم این راز ؟

    غمم این بس که مرا کس نبود دمساز

    وفا نکردی و کردم، خطا ندیدی و دیدم
    رمیدی و نرمیدم، بریدی و نبریدم

    اگر ز جان ملامت، شنیدم از تو شنیدم
    وگر ز کرده ندامت، کشیدم از تو کشیدم

    شکوه دارم شکوه دارم با دل بی غم‏گسارم
    مُردم ای مهتاب بسوزی، همچو شمعی بر مزارم

    بعد از این یا گردبادم، یا در این صحرا غبارم
    تا رسم در ره‏گذارت، یا رسی در ره‏گــذارم…

    گذشتی و نگذشتم، شکستی و نشکستم
    بریـــدی و نبریــدم، گسستی و نگسستم

    اگر که خــانه به دوشم، اگر که باده پرستم
    کجا که با تو نبودم؟! کجا که بی تو نشستم؟!

    شکوه دارم شکوه دارم با دل بی غم‏گسارم
    مُردم ای مهتاب بسوزی، همچو شمعی بر مزارم

    بعد از این یا گردبادم، یا در این صحرا غبارم
    تا رسم در ره‏گذارت، یا رسی در ره‏گــذارم….

    خيال روى تو در هر طريق همره ماست نسيم موى تو پيوند جان آگه ماست
    به رغم مدعيانى كه منع عشق كنند جمال چهره ء تو حجت موجه ماست
    ببين كه سيب زنخدان تو چه مى گويد هزار يوسف مصرى فتاده در چه ماست
    اگر به زلف دراز تو دست ما نرسد گناه بخت پريشان و دست كوته ماست
    به حاجب در خلوتسراى خاص بگو فلان ز گوشه نشينان خاك درگه ماست
    به صورت از نظر ما اگر چه محجوب است هميشه در نظر خاطر مرفه ماست
    اگر به سالى حافظ درى زند بگشاى كه سالهاست كه مشتاق روى چون مه ماست

    آه ای خدا کمک کن
    من بی صدا نمونم
    تاریخ عشقو باید
    با عاشقا بخونم

    مغرور و عاشقونه
    اون عاشقا که مردن
    این عشق سینه سوزو
    به قلب ما سپردن

    در انتظار کاوه
    هم لحظه های دردیم
    آهنگر زمونه س
    اونکه صداش کردیم

    دل خسته ام از عالم
    دل بسته ام به ساقی
    صبرم زیاده اما عمری نمونده باقی
    صبرم زیاده اما عمری نمونده باقی
    انگار تموم دنیا
    بسته س به تار مویی
    برای این زمونه نمونده آبرویی
    برای این زمونه نمونده آبرویی

    ای همسفر سلامی
    محتاج یک سلامم
    از می پریده مستی
    غم مونده توی جامم
    غم مونده توی جامم

    هم لحظه های دردیم
    این درد چاره باید
    مردن مرام ما نیست
    عمر دوباره باید
    عمر دوباره باید

    دل خسته ام از عالم
    دل بسته ام به ساقی
    صبرم زیاده اما عمری نمونده باقی
    صبرم زیاده اما عمری نمونده باقی
    انگار تموم دنیا
    بسته س به تار مویی
    برای این زمونه نمونده آبرویی
    برای این زمونه نمونده آبرویی

    آه ای خدا کمک کن
    من بی صدا نمونم
    تاریخ عشقو باید
    با عاشقا بخونم

    مغرور و عاشقونه
    اون عاشقا که مردن
    این عشق سینه سوزو
    به قلب ما سپردن

    در انتظار کاوه
    هم لحظه های دردیم
    آهنگر زمونه س
    اونکه صداش کردیم

    دل خسته ام از عالم
    دل بسته ام به ساقی
    صبرم زیاده اما عمری نمونده باقی
    صبرم زیاده اما عمری نمونده باقی
    انگار تموم دنیا
    بسته س به تار مویی
    برای این زمونه نمونده آبرویی
    برای این زمونه نمونده آبرویی

    دل دیوونه ای دل
    ای بی نشونه ای دل
    ندونستی زمونه
    نامهربونه ای دل
    وقتی شکستی از عشق
    عاشق شدی دوباره
    ندونستی محبت
    خريداری نداره

    دل دیوونه ای دل
    ای بی نشونه ای دل
    ندونستی زمونه
    نامهربونه ای دل
    حرفای عاشقونه
    وقتی پر از فريبه
    دنیا به چشم عاشق
    یه دنیای غريبه

    اونکه امروز آشنامه
    اوج عشقش تو صدامه
    اونکه امروز آشنامه
    اوج عشقش تو صدامه
    اوج عشقش تو صدامه وای
    میره فردا بی بهونه
    درد عشقو کی میدونه
    میره فردا بی بهونه
    درد عشقو کی میدونه
    درد عشقو کی میدونه وای
    یه کاری کن خدایا
    من از این دل جدا شم

    نفرين به هر چی عشقه
    میخوام عاشق نباشم

    یه کاری کن خدایا
    من از این دل جدا شم

    نفرين به هر چی عشقه
    میخوام عاشق نباشم

    دل دیوونه ای دل
    ای بی نشونه ای دل
    ندونستی زمونه
    نامهربونه ای دل
    وقتی شکستی از عشق
    عاشق شدی دوباره
    ندونستی محبت
    خریداری نداره

    دل دیوونه ای دل
    ای بی نشونه ای دل
    ندونستی زمونه
    نامهربونه ای دل
    حرفای عاشقونه
    وقتی پر از فريبه
    دنیا به چشم عاشق
    یه دنیای غريبه
    یه کاری کن خدایا
    من از این دل جدا شم

    نفرين به هر چی عشقه
    میخوام عاشق نباشم

    میخوام عاشق نباشم
    میخوام عاشق نباشم
    میخوام عاشق نباشم
    میخوام عاشق نباشم
    میخوام عاشق نباشم
    میخوام عاشق نباشم

    حالا لالای لالای لالالای لای
    حالا لالای لالای لالالای لای
    حالا لالای لالای لالالای لای
    حالا لالای لالای لالالای لای

    حالا لالای لالای لالالای لای
    حالا لالای لالای لالالای لای
    حالا لالای لالای لالالای لای
    حالا لالای لالای لالالای لای

    یه امشب شب عشقه همین امشبو داریم
    چرا قصه دردو واسه فردا نذاریم
    یه امشب شب عشقه همین امشبو داریم
    چرا قصه دردو واسه فردا نذاریم
    عزیزان همه با هم بخونیم که امشب شب عشقه
    که امشب شب عشقه
    بخندیم و بخونیم بدونیم که امشب شب عشقه
    که امشب شب عشقه

    نمیدم دل به این درد دنیا
    تموم غصه ها مال فردا

    کیه اهل جهنم که خونش تو بهشته
    کی میدونه که تقدیر تو فرداش چی نوشته
    یه درمونده امروز واسش فرقی نداره
    که فردا سر راهش زمونه چی میزاره
    عزیزان همه با هم بخونیم
    که امشب شب عشقه , که امشب شب عشقه

    نمیدم دل به این درد دنیا
    تموم غصه ها مال فردا

    زمونه رنگارنگه شبو روزش یکی نیست
    خوشی دووم نداره غمش همیشگی نیست
    اگه فردا برامون پر از صلح و صفا بود
    چه خوب بود که تو دنیا یه فردا مال ما بود
    عزیزان همه با هم بخونیم
    که امشب شب عشقه , که امشب شب عشقه
    بخندیم و بخونیم بدونیم که امشب شب عشقه
    که امشب شب عشقه

    نمیدم دل به این درد دنیا
    تموم غصه ها مال فردا

    زمونه رنگارنگه شبو روزش یکی نیست
    خوشی دووم نداره غمش همیشگی نیست
    اگه فردا برامون پر از صلح و صفا بود
    چه خوب بود که تو دنیا یه فردا مال ما بود
    عزیزان همه با هم بخونیم
    که امشب شب عشقه , که امشب شب عشقه
    بخندیم و بخونیم بدونیم که امشب شب عشقه
    که امشب شب عشقه

    ای خداااا , ای خدا , ای خدا

    همه چی واسم غریبه

    همه چی رنگ فریبه

    ای امید نا امیدان

    برسون هر چی نسیبه

    ای خداااا , ای خدا , ای خدا

    دیگه نیست صبرو قراری

    آخ چه روزو روزگاری

    مگه ما رو دوست نداری

    ای خدا کجای کاری

    ای خداااا , ای خدا , ای خدا

    ای خدا قسم به عشقو

    به همین حال پریشون

    به وفای عاشقونو

    به صفای چشم گریون

    دیگه طاقتم تمومه

    دیگه فرصتی نمونده

    واسهء عشقو عبادت

    ای خدا قسم به رازم

    که ازت نبوده پنهون

    به تموم اشک چشمام

    به همین شام غریبون

    دیگه طاقتم تمومه

    دیگه فرصتی نمونده

    واسه عشقو عبادت

    دیگه نیست صبرو قراری

    آخ چه روزو روزگاری

    مگه ما رو دوست نداری

    ای خدا کجای کاری

    ای خداااا , ای خدا , ای خدا

    آ آ آ آ آ آ آ آ آ

    روزگارمون خزون شد

    عشقمون فدای عشق دیگرون شد

    ما که هستیم و نمردیم

    پس چرا عشقو به دیگرون سپردیم

    ما که با زمونه ساختیم

    بد و خوبشو شناختیم

    ای خدا برنده باشیم

    ما که زندگی رو باختیم

    ای خداااا , ای خدا , ای خدا

    آ آ آ آ آ آ آ آ آ . . .

    ای ساحل آرامشم سوی تو پر میکشم
    از دوریت در آتشم در آتشم یا را

    دست از طلب ندارم تا کام من بر آید
    دست از طلب ندارم تا کام من بر آید
    یا تن رسد به جانان یا جان زتن بر آید
    بر آید, بر آید

    بگشای تربتم را بعد از وفات بنگر
    کز آتش درونم دود از کفن برآید, برآید ,برآید

    بنمای رخ که خلقی واله شوند وحیران
    بگشای لب که فریاد از مرد وزن بر آید
    بنمای رخ که خلقی واله شوند وحیران
    بگشای لب که فریاد از مرد وزن بر آید

    ای ساحل آرامشم سوی تو پر میکشم
    از دوریت در آتشم در آتشم یا را
    ای ساحل آرامشم سوی تو پر میکشم
    از دوریت در آتشم در آتشم یا را

    تا کی گریزی از اجل ، در ارغوان و ارغنون
    نه کش کشانت می برند ، [انا الیه راجعون]
    تا کی زنی بر خانه ها ، تو قفل با دندانه ها
    تا چند چینی دام ها ، دام اجل کردت زبون
    **************************
    این باغ من ، آن خوان من ، این آنٍ من ، آن آنٍ من
    ای هر [من] ات هفتاد من ، اکنون کهی از تو فزون
    کو عشرت شبهای تو ، کو شکرین لبهای تو
    فرزند و اهل خانه ات از خانه کردندت برون
    **************************
    برکن قبا و پیرهن ، تسلیم شو اندر کفن
    بیرون شو از باغ و چمن ، ساکن شو اندر خاک و خون
    امروز ضربت ها خوری ، وز رفته حسرت ها خوری
    زان اعتقاد سرسری ، زان دین سست بی ستون
    **************************
    تا کی گریزی از اجل ، در ارغوان و ارغنون
    نه کش کشانت می برند ، [انا الیه راجعون]
    تا کی زنی بر خانه ها ، تو قفل با دندانه ها
    تا چند چینی دام ها ، دام اجل کردت زبون
    **************************
    این باغ من ، آن خوان من ، این آنٍ من ، آن آنٍ من
    ای هر [من] ات هفتاد من ، اکنون کهی از تو فزون
    کو عشرت شبهای تو ، کو شکرین لبهای تو
    فرزند و اهل خانه ات از خانه کردندت برون
    **************************
    تا کی گریزی از اجل ، در ارغوان و ارغنون
    نه کش کشانت می برند ، [انا الیه راجعون]
    تا کی زنی بر خانه ها ، تو قفل با دندانه ها
    تا چند چینی دام ها ، دام اجل کردت زبون
    بنمــای رخ که باغ و گلســـتانم آرزوســــت
    بگشای لَب که قَند فراوانم آرزوســت

    ای آفتــــاب حُســن، برون آ دمــی زِ ابـــر
    کان چهره ی مُشَعشَعِ تابانم آرزوست

    بشنیــــدم از هـــوای تـــو آواز طبـل، بــاز
    باز آمدم که ساعد سلطانم آرزوســت

    گفتــی زِ نـــاز: بیش مـــرنجان مـــرا، بــرو
    آن گفتنت که بیش مرنجانم آرزوست

    وان دفع گفتنت که برو شه به خانه نیســــت
    وان ناز و باز تندی دربانم آرزوســـت

    در دست هر که هست ز خوبی قراضه هاست
    آن معدن مَلاحت و آن کانم آرزوست

    این نان و آب چرخ چــو سیلیســت بــی وفا
    من ماهیم، نهـــنگم، عمّــانم آرزوست

    یعقــوب وار « وا اَسَفـــا ها » هَمــــی زَنـــم
    دیدار خوب یوسفِ کنعانم آرزوســت

    ولله که شهـــــر بی تو مرا حبــس می شـود
    آوارگـــی و کـــوه و بیابانم آرزوسـت

    زین همرهان سُست عناصر دلـــم گرفــت
    شیـــر خـدا و رستم دستانم آرزوست

    جانـم ملــول گشت زِ فرعــون و ظلــــم او
    آن نور روی موسیِ عَمرانم آرزوسـت

    زین خَلقِ پُرشکایتِ گریــان، شدم مَلــــول
    آن های هوی و نعره ی مستانم آرزوست

    گــویاتَر ام زِ بلبــل، امّــا زِ رَشـــکِ عــــام
    مُهــــر است بر دهانم و اَفغانم آرزوست

    دی شیــخ با چراغ هَمــی گشت گرد شهـر
    کز دیــو و دَد ملــولم و انسـانم آرزوست

    گفتنـــد یافـت مــی نشود، جسـته ایم مـــا
    گفت آن که یافت می نشود، آنم آرزوست

    هر چند مُفلســـم، نپذیرم عقیـــــقِ خُــرد
    کانِ عقیــقِ نـــادرِ ارزانـــــم آرزوســـت

    پنــهان زِ دیده ها و همــه دیده ها زِ اوست
    آن آشــکار صنعت پنهـــانم آرزوســـت

    خـــود، کار من گذشـــت زِ هر آرزو و آز
    از کان و از مکان پـــــیِ ارکانم آرزوست

    گوشم شنیـــد قصه ی ایمـــان و مسـت شد
    کو قسـم چشــم صورتِ ایمــانم آرزوست

    یک دســت جام باده و یک دســت جَعدِ یار
    رقصــی چنین میانه ی میــدانم آرزوســت

    مـی گویــد آن رُباب که مُـــردم ز انتــــظار
    دست و کنـــار و زخمه ی عُثمانم آرزوست

    من هم رُبــاب عشقــم و عشقــم رُبابی ست
    وان لطف های زخمه ی رحمــانم آرزوست
    بینی جهان را خود را نبینی
    تا چند جانا غافل نشینی
    نور قدیمی شب را بر افروز
    دست کل

  2. کاوه یوسف زاده

    بیا جانا که تا جانانه باشیم
    یکی شمع و یکی پروانه باشیم
    یکی موسی شویم اندر مناجات
    یکی جارو کش میخانه باشیم

    گل زردم
    همه دردم
    ز جفایت شکوه نکردم

    تو بیا تا دور تو گردم
    ای یار جانی
    دوباره برنمی گردد دیگر جوانی

    از اینجا تا به بیرجند سه گُداره
    گدار اولی جان جان، نقش و نگاره
    گدار دومی مخمل بپوشم
    گدار سومی دیدار یاره
    دلم بی وصل تو شادی مبیناد
    به غیر از محنت ، آزادی مبیناد
    خراب آباد دل بی مقدم تو
    الهی هرگز آبادی مبیناد
    ای پریچهره بگو چرا نهان شدی
    ترک من گفتی چه آتشی به جان زدی
    روز و شب گریم به یاد خاطرات تو
    راحت جان تو بودی عشق پنهان تو بودی
    روزگاری دل به دام تو فتاده بود
    همدم شب هام رباب و جام و باده بود
    همچون پروانه به گرد شمع رو به تو
    جام دل شعله ور بود گریه ها تا سحر بود
    ناگهان بهاران خزان شد چهره ات ز دیده نهان شد
    ناگهان بهاران خزان شد چهره ات ز دیده نهان شد

    ابر چشمم خون فشان شد
    غم عشقت آتش به جان شد
    ماه من ماه من
    ای پریچهره بگو چرا نهان شدی
    ترک من گفتی چه آتشی به جان زدی
    روز و شب گریم به یاد خاطرات تو
    راحت جان تو بودی عشق پنهان تو بودی
    روزگاری دل به دام تو فتاده بود
    همدم شب هام رباب و جام و باده بود
    همچون پروانه به گرد شمع رو به تو
    جام دل شعله ور بود گریه ها تا سحر بود

    واسه این که از تو دورم ، به تو مدیونم
    واسه کشتن غرورم ، به تو مدیونم
    تو که حرمتو شکستی ، پای عهدت ننشستی
    گرچه بازم تو نیازم ، لحظه هامو بد می بازم ، به تو مدیونم

    واسه ی چشای خیسم ، به تو مدیونم
    این که از غم می نویسم ، به تو مدیونم
    این که بی جونم و سردم ، این که بی روحم و زردم
    پی آرامشی که بردی و من پی اش می گردم ، به تو مدیونم
    به تو مدیونم ، به تو مدیونم

    به تو مدیونم ، غرورمو شکستی عین شیشه
    به تو مدیونم که کشتی دلمو واسه همیشه
    به تو مدیونم ، منو دادی به بی بها بهانه
    به تو مدیونم واسه بغض عمیق این ترانه

    به تو مدیونم ، شکستی حرمت شب و من و ماه
    به تو مدیونم ، کم آوردی و رفتی اول راه
    به تو مدیونم عزیزم واسه این حال مریضم
    اگه مثل برج سنگی جلوی چشات می ریزم ، به تو مدیونم
    به تو مدیونم ، به تو مدیونم

    به تو مدیونم ، غرورمو شکستی عین شیشه
    به تو مدیونم که کشتی دلمو واسه همیشه
    به تو مدیونم ، منو دادی به بی بها بهانه
    به تو مدیونم واسه بغض عمیق این ترانه

    به تو مدیونم و دینم رو ادا می کنم ، حتما
    نشونت می دم چه رنجی داره هر چی کردی با من
    واسه این که تو خجالت محبتات نمونم
    جونمم می دم و می بینی پای حرفمم می مونم
    به تو مدیونم و دینم رو ادا می کنم ، حتما
    نشونت می دم چه رنجی داره هر چی کردی با من
    واسه این که تو خجالت محبتات نمونم
    جونمم می دم و می بینی پای حرفمم می مونم

    به تو مدیونم ، به تو مدیونم
    به تو مدیونم ، به تو مدیونم

    ♫♫ دیدَمَت ، آهسته پرسیدمت
    خواندمت ، بر ره گل افشاندمت
    آمدی ، بر بام جان پر زدی
    همچو نور ، بر دیده بنشاندمت
    بُردمت تا کهکشان‌های عشق
    پَرکِشان تا بی‌نشان‌های عشق
    گفتمت ، افتاده در پای عشق
    زندگیست ، رویای زیبای عشق
    می‌رَوی ، چون بوی گل از بَرَم
    رفتنت ، کِی می‌شود باورم
    بوده‌ای ، چون تاج گل بر سرم
    تا ابد ، یاد تو را می‌بَرم
    بردمت تا کهکشان‌های عشق
    پرکشان تا بی‌نشان‌های عشق
    گفتمت ، افتاده در پای عشق
    زندگیست ، رویای زیبای عشق
    دیدمت ، آهسته پرسیدمت
    خواندمت ، بر ره گل افشاندمت
    آمدی ، بر بام جان پر زدی
    هم چو نور ، بر دیده بنشاندمت
    آمدی.
    آخرین سنگر سکوته حق ما گرفتنی نیست

    آسمونشم بگیرید این پرنه مردنی نیست

    آخرین سنگر سکوته خیلی حرفا گفتنی نیست

    ای برادرای خونی این برادری تنی نیست

    موج دستهای من و تو دست دریا را گرفته

    عکس تو با سرمه خون چشم دنیا را گرفته

    ما که از آوار و ترکش همه رو به جون خریدیم

    تو بگو همسنگر من ما تقاص کی رو میدیم

    آخرین سنگر سکوته حق ما گرفتنی نیست

    آسمونشم بگیرید این پرنه مردنی نیست

    آخرین سنگر سکوته خیلی حرفا گفتنی نیست

    ای برادرای خونی این برادری تنی نیست

    وقتی ستاره میشکفه تو دست سرخ پنجره
    وقتی شب از حادثه ی بارون و بوسه میگذره
    وقتی سکوت سایه ها آینه به آینه میشکنه
    وقتی که خورشید میره ودریا رو آتیش میزنه

    فقط نگاه میکنم
    فقط نگاه میکنم
    به یاد تو شبو پر از اندوه ماه میکنم
    فقط نگاه میکنم
    فقط نگاه میکنم

    وقتی سحر پر میشه از ناز نگاه نسترن
    وقتی تو جشن گم شدن پرستوها پر میکشن
    انگار دوباره لحظه ها آبی ورویایی میشن
    دوباره تو دل دله شب قصه شروع میشه و من

    فقط نگاه میکنم
    فقط نگاه میکنم
    به یاد تو شبو پر از اندوه ماه میکنم
    فقط نگاه میکنم
    فقط نگاه میکنم

    به من ترانه ای بده
    از صبح پرواز و نیاز
    از اشک و شبنم و نسیم
    دنیای تازه ای بساز
    به من دوباره پل بزن
    معجزه ی رنگین کمون
    که من بدون تو به شب،به سایه ها،به آسمون

    فقط نگاه میکنم
    فقط نگاه میکنم
    به یاد تو شبو پر از اندوه ماه میکنم
    فقط نگاه میکنم
    فقط نگاه میکنم

    زندگی با بد و خوبش شکل یک بازیه اما

    نباید غافل از این شد چی به جا میمونه از ما

    بازیه زندگی رسمش گاهی برد و گاهی باخته

    کسی اسمش رو زبوناست که یه عمر با همه ساخته

    ♫♫♫

    من و تو با دست خالی نه شکستیم نه بریدیم

    از پس این همه دیوار آخرش به هم رسیدیم

    رگ خواب لحظه ها رو دست بیداری سپردیم

    عشق هم باورمون شد اگه باختیم اگه بردیم

    با تو هر چی اتفاقه خاطره میشه همیشه

    پاشو بی پرده خطر کن برد و باخت تجربه میشه

    زندگی با بد و خوبش شکل یک بازیه اما

    نباید غافل از این شد چی به جا میمونه از ما

    بازیه زندگی رسمش گاهی برد و گاهی باخته

    کسی اسمش رو زبوناست که یه عمر با همه ساخته

    نه من عوض شدم نه تو

    چی بین ما عوض شده

    دیگه فضای عشق ما برای تو قفس شده

    تو کاری کردی با دلم که هیچ کسی با من نکرد

    وقتی پیشم بودی کسی

    تنهایی مو باور نکرد

    تو فکر این بودم چرا

    دلت بهونه گیر شده

    گذشتی رفتی و چه زود برای گریه دیر شده

    من از نگاه سرد تو حرف جدایی میشنوم

    بیاد خنده هات به من بغض گلومو میشکنم

    ♫♫♫

    به یاد قولی که دادیم

    که راهمون باهم باشه

    ولی یه کاری کردی تو، دلم بی تو با غم باشه

    بازم تو جاده وایستادم

    یه راهی نیست به سمت تو

    تو میری و حتی برام، تکون نمی دی دست تو

    حالا هندو ماره کشت و خال هندو ماره کشت

    حالا شفتالو فروش سر چارسو ماره کشت

    حالا اون یار منه که میروه سر بالا

    حالا دستمال به دست و میزنه گرما را

    حالا مو ابری شوم سایه کنم صحرا را

    حالا آفتاب نزنه شاخ گل رعنا را

    حالا هندو ماره کشت و خال هندو ماره کشت

    حالا شفتالو فروش سر چارسو ماره کشت

    حالا اون یار منه که از بلند می آیه

    حالا با اسب سپید صد تومن می آیه

    حالا مو اسب سپید صد تومن ره چه کنم

    حالا یاغی شده و به جنگ ما می آیه

    حالا هندو ماره کشت و خال هندو ماره کشت

    حالا شفتالو فروش سر چارسو ماره کشت

    حالا اون یار منه سرای نو می سازه

    حالا از عشق سرا به ما نمی پردازه

    حالا مو صبر کنم سرای نو ساخته شوه

    حالا راز دل مو درو سرا گفته شوه

    حالا هندو ماره کشت و خال هندو ماره کشت

    حالا شفتالو فروش سر چارسو ماره کشت

    حالا اون یار منه که میروه مو چه کنم

    حالا مو در سر راه دسته ی گل دسته کنم

    حالا گل دسته کنم ز عاشقی توبه کنم

    حالا مو توبه کنم و دل نکنه مو چه کنم

    حالا هندو ماره کشت و خال هندو ماره کشت

    حالا شفتالو فروش سر چارسو ماره کشت

    رد رفتن گوزن—بر تن سفید برف
    قار قار یک کلاغ—بر بلندای درخت
    بی صدا ماندن یک سنجاقک—روی خوابیدن یک برکه ی پیر
    انعکاس یک صدا—پای سنگینی کوه
    و طلوع ، که برای تن مهتابی صحرا کیمیاست — آری آری ، زندگی مثل یک رویا زیباست

    زندگی در تپش بال کبوتر جاری— ای مهاجر زندگی در پس فردا پیداست
    بین این همه طراوت، میون این همه شور— چه عزیزه اون نگاه که پر از حادثه ی عشقه و نور
    چه غریبه اون کسی—-که فقط یک عابره فکر عبور
    زندگی فرصت ما شدن جدایی هاست ، زندگی مثل یک رویا زیباست
    آری آری زندگی مثل یک رویا زیباست

    خونه گرم عشق ما بی تو چه بی فروغه
    گریه ی من حقیقی و خنده ی من دروغه
    روزایی که نیومدی وای که چه حالی داشتم
    مثل گذشته های دور کاشکی دوست نداشتم

    عمر پر از حسرت من باری گذشت به هر حال
    ثانیه هام یه قرن شد و دقیقه هام هزار سال
    عمر پر از حسرت من باری گذشت به هر حال
    ثانیه هام یه قرن شد و دقیقه هام هزار سال

    وای بیا تا همیشه خودم را واسه تو یه همراه بدونم
    نذار با دل ساده بی تو , تو فصل جدایی بمونم
    چه التماسی واسه تو تو این صدامه
    اگه بیای صد آرزو تو لحظه هامه
    چه التماسی واسه تو تو این صدامه
    اگه بیای صد آرزو تو لحظه هامه

    خونه گرم عشق ما بی تو چه بی فروغه
    گریه من حقیقی و خنده من دروغه
    روزای که نیومدی وای که چه حالی داشتم
    مثل گذشته های دور کاشکی دوست نداشتم
    کاشکی دوست نداشتم
    کاشکی دوست نداشتم
    کاشکی دوست نداشتم

    کاش ا ين عشق ويرون هنوز ميون ما بود
    واسه من توي قلبت هنوز يه ذره جا بود
    ميخواي تنهام بذاري با ا ين دل ديوونه
    تو ديگه سيري از من به صد هزار بهونه
    من دوست دارم عاشقتم ا ينجوري آزارم نده
    جواب رد به ا ين قلب گرفتارم نده
    من دوست دارم عاشقتم ا ينجوري آزارم نده
    جواب رد به ا ين قلب گرفتارم نده

    نگو تمومه عمره آشنا ئي
    نگو رسيده لحظه جدا ئي
    قسم به اون خدا ئي که ميپرستي
    دارو ندار ا ين زن فقط تو هستي
    کاشکي از اول من ميدونستم
    معني حرفها ئي که ميگي نميدوني
    براي قلب ساده خوش باور من
    مثل هوسهاي جووني نميموني
    من دوست دارم عاشقتم ا ينجوري آزارم نده
    جواب رد به ا ين قلب گرفتارم نده
    من دوست دارم عاشقتم ا ينجوري آزارم نده
    جواب رد به ا ين قلب گرفتارم نده

    نگو تمومه عمره آشنا ئي
    نگو رسيده لحظه جدا ئي
    قسم به اون خدا ئي که ميپرستي
    دارو ندار ا ين زن فقط تو هستي
    کاشکي از اول من ميدونستم
    معني حرفها ئي که ميگي نميدوني
    براي قلب ساده خوش باور من
    مثل هوسهاي جووني نميموني
    من دوست دارم عاشقتم ا ينجوري آزارم نده
    جواب رد به ا ين قلب گرفتارم نده
    من دوست دارم عاشقتم ا ينجوري آزارم نده
    جواب رد به ا ين قلب گرفتارم نده

    من میخوام زنده باشم . زندگی تازه میخوام
    گل تازه . شعر نو . عشق پر آوازه میخوام
    من به بالا پریدن . عادت دیرینه دارم
    اونی که همسفر و عاشق پروازه میخوام
    گل پژمرده تو گلدون دیگه جایی نداره
    اونی که با خنده هاش به غصه میتازه میخوام
    تو صدای نی . خدا رو به خدا دیدم من
    اونی که عاشق سوز ساز و آوازه میخوام
    من به بالا پریدن . عادت دیرینه دارم
    اونی که همسفر و عاشق پروازه میخوام
    گل پژمرده تو گلدون دیگه جایی نداره
    اونی که با خنده هاش به غصه میتازه میخوام
    به گلوی من . خدا قدرت خوندن داره
    اونی که به خوندنم همیشه مینازه میخوام
    خسته شد گوش من از شنیدن وصف سرا
    اونی که بنای زندگی رو میسازه میخوام
    من به بالا پریدن . عادت دیرینه دارم
    اونی که همسفر و عاشق پروازه میخوام
    من میخوام زنده باشم . زندگی تازه میخوام
    گل تازه . شعر نو . عشق پر آوازه میخوام
    من به بالا پریدن . عادت دیرینه دارم
    اونی که همسفر و عاشق پروازه میخوام
    گل پژمرده تو گلدون دیگه جایی نداره
    اونی که با خنده هاش به غصه میتازه میخوام
    گل پژمرده تو گلدون دیگه جایی نداره
    اونی که با خنده هاش به غصه میتازه میخوام

    دست بهش نزن که میشکنه
    ظریف و نازکه دلم

    اخماتو وا كن عزيز من
    شايد كه حل شه مشكلم
    اين دلي كه مثل شيشه است
    توي برگ گل نگه دار
    مهربانتو نيازار

    مي دوني كه من هلاكتم
    خونه خرابم مي كني
    اشك رو مي بيني تو چشاي من
    نقش بر آبم مي كني
    طاقتم ديگه تمومه
    گرچه باورت نمي شه
    مي شكنم مثال شيشه
    عشق ما قديمي شده
    بيا قدرش رو بدون
    اون دل پر از مهر تو
    نده دست اين هو اون
    هيچكي مثل من عزيزم
    حق آب و گل نداره
    پا روي دلت مي ذاره

    حرف آخر و ميزنم برات
    اگه بخواي گوش بكني
    چلچله بي آشيونه رو
    مي توني خاموش بكني
    رو نكن سوي رقيبون
    قلب عاشق و نرنجون
    عاقبت ميشي پشيمون

    دست بهش نزن كه ميشكنه
    ظريف و نازكه دلم
    اخماتو وا كن عزيز من
    شايد كه حل شه مشكلم
    اين دلي كه مثل شيشه است
    توي برگ گل نگه دار
    مهربانتو نيازار

    عاشقي برات مثل من ديگه
    دوباره پيدا نميشه
    مثل اين دل ديوونه برات
    دلي كه رسوا نميشه
    حسرتش برات مي مونه
    گرچه با دلم نموني
    قدرش رو اگه ندوني

    عشق ما قديمي شده
    بيا قدرش رو بدون
    این دل پر از مهر تو
    نده دست اين و اون
    هيچكي مثل من عزيزم
    حق آب و گل نداره
    پا روي دلت مي ذاره

    مي دوني كه من هلاكتم
    خونه خرابم مي كني
    اشك و مي بيني تو چشاي من
    نقش بر آبم مي كني
    طاقتم ديگه تمومه
    گرچه باورت نمي شه
    مي شكنم مثال شيشه
    دست بهش نزن كه ميشكنه
    ظريف و نازكه دلم
    اخماتو وا كن عزيز من
    شايد كه حل شه مشكلم
    اين دلي كه مثل شيشه است
    توي برگ گل نگه دار
    مهربانتو نيازار
    دست بهش نزن كه ميشكنه
    ظريف و نازك دلم
    اخماتو وا كن عزيز من
    شايد كه حل شه مشكلم
    اين دلي كه مثل شيشه است
    توي برگ گل نگه دار
    مهربانتو نيازار

    میگن که فصل عاشقی بهاره
    بوی بهار عشقو به جوش میاره
    میگن که فصل عاشقی بهاره
    بوی بهار عشقو به جوش میاره
    عشق نه بهار می شناسه و نه پاییز
    عاشقی هر فصلی یه حالی داره
    من دلم از عاشقی سیر نمیشه
    هر کسی عاشق باشه پیر نمیشه
    من دلم از عاشقی سیر نمیشه
    هر کسی عاشق باشه پیر نمیشه

    عاشقی پاییز و بهار نداره
    با سرما گرما سروکار نداره
    عاشقی پاییز و بهار نداره
    با سرما گرما سروکار نداره
    آدم اگر راس راسی عاشق باشه
    فکری به جز دیدن یار نداره
    من دلم از عاشقی سیر نمیشه
    هر کسی عاشق باشه پیر نمیشه
    من دلم از عاشقی سیر نمیشه
    هر کسی عاشق باشه پیر نمیشه

    عاشقی پاییز و بهار نداره
    با سرما گرما سروکار نداره
    عاشقی پاییز و بهار نداره
    با سرما گرما سروکار نداره
    آدم اگر راس راسی عاشق باشه
    فکری به جز دیدن یار نداره
    من دلم از عاشقی سیر نمیشه
    هر کسی عاشق باشه پیر نمیشه
    من دلم از عاشقی سیر نمیشه
    هر کسی عاشق باشه پیر نمیشه

    لذت عشق تو دوره جوونیست
    عشق نمک و فلفل زندگونیست
    لذت عشق تو دوره جوونیست
    عشق نمک و فلفل زندگونیست
    عشق هم فقط عشقای اون قدیماس
    عشقا تو این دوره فقط زبونیست
    من دلم از عاشقی سیر نمیشه
    هر کسی عاشق باشه پیر نمیشه
    من دلم از عاشقی سیر نمیشه
    هر کسی عاشق باشه پیر نمیشه
    من دلم از عاشقی سیر نمیشه
    هر کسی عاشق باشه پیر نمیشه
    من دلم از عاشقی سیر نمیشه
    هر کسی عاشق باشه پیر نمیشه

    وقتی میای صدای پات، از همه جاده ها میاد
    انگار نه از یه شهر دور،که از همه دنیا میاد
    تا وقتی که در وا می شه،لحظه دیدن می رسه
    هرچی که جاده ست رو زمین،به سینه من می رسه…. آه
    ای که تویی همه کَسم،بی تو می گیره نفسم
    اگه تو رو داشته باشم،(به هر چی می خوام می رسم)2
    وقتی تو نیستی قلبمو،واسه کی تکرار بکنم
    گلهای خواب آلوده رو،واسه کی بیدار بکنم
    واسه کبوترای عشق،دست کی دونه بپاشه*
    مگه تن من می تونه،بدون تو زنده باشه
    ای که تویی……
    عزیزترین سوغاتیه،غبار پیراهن تو
    عمر دوباره منه،دیدن و بوییدن تو
    نه من تو رو واسه خودم،نه از سر هوس می خوام
    عمر دوباره منی،تو رو واسه نفس می خوام
    ای که تویی…..

    یه امشب شب عشقه
    همین امشبو داریم
    چرا قصه دردو واسه فردا نذاریم
    یه امشب شب عشقه
    همین امشبو داریم
    چرا قصه دردو واسه فردا نذاریم
    عزیزان همه با هم بخونیم
    که امشب شب عیده
    که امشب شب عیده
    بخندیم و بخونیم بدونیم
    که امشب شب عیده
    که امشب شب عیده
    نمیدم زندگی درد دنیا
    تمام غصه ها مال فردا
    کیه اهل جهنم
    که خونه ش تو بهشته
    کی میدونه که تقدیر
    تو فرداش چی نوشته
    یه درمونده امروز
    واسش فرقی نداره
    که فردا سر راهش
    زمونه چی میذاره
    عزیزان همه با هم بخونیم
    که امشب شب عیده
    که امشب شب عیده

    نمیدم زندگی درد دنیا
    تمام غصه ها مال فردا
    زمونه رنگارنگه
    شب و روزش یکی نیست
    خوشی دووم نداره
    غمش همیشگی نیست
    اگه فردا برامون
    پر از صلح و صفا بود
    چه خوب بود که تو دنیا
    یه فردا مال ما بود
    عزیزان همه با هم بخونیم
    که امشب شب عیده
    که امشب شب عیده
    بخندیم و بخونیم بدونیم
    که امشب شب عیده
    که امشب شب عیده

    آه ای خدا کمک کن
    من بی صدا نمونم
    تاریخ عشقو باید
    با عاشقا بخونم

    مغرور و عاشقونه
    اون عاشقا که مردن
    این عشق سینه سوزو
    به قلب ما سپردن

    در انتظار کاوه
    هم لحظه های دردیم
    آهنگر زمونه س
    اونکه صداش کردیم

    دل خسته ام از عالم
    دل بسته ام به ساقی
    صبرم زیاده اما عمری نمونده باقی
    صبرم زیاده اما عمری نمونده باقی
    انگار تموم دنیا
    بسته س به تار مویی
    برای این زمونه نمونده آبرویی
    برای این زمونه نمونده آبرویی

    ای همسفر سلامی
    محتاج یک سلامم
    از می پریده مستی
    غم مونده توی جامم
    غم مونده توی جامم

    هم لحظه های دردیم
    این درد چاره باید
    مردن مرام ما نیست
    عمر دوباره باید
    عمر دوباره باید

    دل خسته ام از عالم
    دل بسته ام به ساقی
    صبرم زیاده اما عمری نمونده باقی
    صبرم زیاده اما عمری نمونده باقی
    انگار تموم دنیا
    بسته س به تار مویی
    برای این زمونه نمونده آبرویی
    برای این زمونه نمونده آبرویی

    آه ای خدا کمک کن
    من بی صدا نمونم
    تاریخ عشقو باید
    با عاشقا بخونم

    مغرور و عاشقونه
    اون عاشقا که مردن
    این عشق سینه سوزو
    به قلب ما سپردن

    در انتظار کاوه
    هم لحظه های دردیم
    آهنگر زمونه س
    اونکه صداش کردیم

    دل خسته ام از عالم
    دل بسته ام به ساقی
    صبرم زیاده اما عمری نمونده باقی
    صبرم زیاده اما عمری نمونده باقی
    انگار تموم دنیا
    بسته س به تار مویی
    برای این زمونه نمونده آبرویی
    برای این زمونه نمونده آبرویی

    سلام سلام سلام سلام
    همگی سلام همگی سلام
    ای زندگی سلام ای زندگی سلام
    ای عزیزای دلم یه روزی
    ایوون از پرستوها پر میشه باز
    ای عزیزای دلم یه روزی
    سبزه رو باغچه ها چادر میشه باز
    ای عزیزای دلم دوباره
    غصه ها از دلامون رونده میشن
    ای عزیزای دلم یه روزی
    غزلای مهربون خونده میشن
    سلام سلام سلام سلام
    همگی سلام همگی سلام
    ای زندگی سلام ای زندگی سلام

    روز نو مبارکه روزی نو خونه نو مبارکه
    عشقمون مبارکه مستی و میخونه نو مبارکه
    روز میره هفته میاد هفته میره ماه میاد
    با زمونه ساختیم و زمونه با ما راه میاد
    سلام سلام سلام سلام
    همگی سلام همگی سلام
    ای زندگی سلام ای زندگی سلام

    یه روزی با اشک شادی میبینیم
    گلدونای خونه رو
    عاشق همدیگه هستیم و به دنیا نمیدیم
    اون هوای خونه رو
    تو عزیز مرحم عشقو روزخم دل دیوونه بذار
    تو عزیز باز تو سفره مون شراب و گل وپیمونه بذار
    هرجا که یه سایه بونه واسه مون
    باز بیاد خونه مون
    اسمشو خونه بذار اسمشو خونه بذار
    اسمشو خونه بذار

    یه روزی با اشک شادی میبینیم
    گلدونای خونه رو
    عاشق همدیگه هستیم و به دنیا نمیدیم
    اون هوای خونه رو
    تو عزیز مرحم عشقو روزخم دل دیوونه بذار
    تو عزیز باز تو سفره مون شراب و گل وپیمونه بذار
    هرجا که یه سایه بونه واسه مون
    باز بیاد خونه مون
    اسمشو خونه بذار اسمشو خونه بذار
    اسمشو خونه بذار
    سلام سلام سلام سلام
    همگی سلام همگی سلام
    ای زندگی سلام ای زندگی سلام
    سلام سلام سلام سلام
    همگی سلام
    سلام سلام سلام سلام
    همگی سلام

    سیاه چشمون چرا
    تو نگات دیگه اون همه وفا نیست
    سیاه چشمون بگو
    نکنه دلت دیگه پیش ما نیست
    پریشونت شدم
    میدونی واست همه چیمو باختم
    واسه دوست داشتنت
    طاقتم دیگه بیشتر از اینا نیست

    تو این غربتی که هستم
    دارم میمیرم حالیت نیست
    بازم دستتو تو دستم میخوام بگیرم حالیت نیست
    تو این غربتی که هستم
    دارم میمیرم حالیت نیست
    بازم دستتو تو دستم میخوام بگیرم حالیت نیست
    حالیت نیست , حالیت نیست , حالیت نیست

    سیاه چشمون قسم خوردی که جز مال من نباشی
    قسم خوردی که اینجور غافل از حال من نباشی
    سیاه چشمون قسم خوردی که جز مال من نباشی
    قسم خوردی که اینجور غافل از حال من نباشی
    تو این غربتی که هستم
    دارم میمیرم حالیت نیست
    بازم دستتو تو دستم میخوام بگیرم حالیت نیست
    تو این غربتی که هستم
    دارم میمیرم حالیت نیست
    بازم دستتو تو دستم میخوام بگیرم حالیت نیست
    حالیت نیست , حالیت نیست , حالیت نیست

    هنوز یار تو هستم حالیتم نیست
    به هیچکی دل نبستم حالیتم نیست
    سیاه چشمون میخوام حالمو بپرسی
    بشی مهمون احوالمو بپرسی
    نگفتی نکنه خونش خرابه
    ندیدنم واسش رنجو عذابه
    نگفتی که غریب این ولایت
    تموم زندگیش نقش بر آبه
    تموم زندگیش نقش بر آبه

    تو این غربتی که هستم
    دارم میمیرم حالیت نیست
    بازم دستتو تو دستم میخوام بگیرم حالیت نیست
    تو این غربتی که هستم
    دارم میمیرم حالیت نیست
    بازم دستتو تو دستم میخوام بگیرم حالیت نیست
    حالیت نیست , حالیت نیست , حالیت نیست

    سیاه چشمون چرا
    تو نگات دیگه اون همه وفا نیست
    سیاه چشمون بگو
    نکنه دلت دیگه پیش ما نیست
    پریشونت شدم
    میدونی واست همه چیمو باختم
    واسه دوست داشتنت
    طاقتم دیگه بیشتر از اینا نیست

    تو این غربتی که هستم
    دارم میمیرم حالیت نیست
    بازم دستتو تو دستم میخوام بگیرم حالیت نیست
    تو این غربتی که هستم
    دارم میمیرم حالیت نیست
    بازم دستتو تو دستم میخوام بگیرم حالیت نیست
    حالیت نیست , حالیت نیست , حالیت نیست
    حالیت نیست , حالیت نیست

    از عشق که میگی دیوونم میکنی
    به سوی زندگی روونم میکنی
    از عشق که میگی حرفات شیرینه
    هر یک کلمه اش به دلم میشینه
    حرفای قشنگ میزنی . به دلم داری چنگ میزنی
    به پای غم کهنه دل . با حرفات داری سنگ میزنی
    میدونم نمیدونی . میدونم نمیدونی
    زود به بن بست میرسه عاشقیا
    وقتی که هجوم آورد خستگیا
    عزیزم فردا پشیمون نشیا
    با همه عشقا و دلبستگیا
    با همه عشقا و دلبستگیا
    تب تند عشق تو باعث دلواپسیه
    به دلم افتاده در طالع من بی کسیه
    بذار تا به حرفای قشنگ تو تکیه کنم
    عشقو با رنگ حقیقت به خودم هدیه کنم
    حرفای قشنگ میزنی . به دلم داری چنگ میزنی
    به پای غم کهنه دل . با حرفات داری سنگ میزنی
    با حرفات داری سنگ میزنی
    تب تند عشق تو باعث دلواپسیه
    به دلم افتاده در طالع من بی کسیه
    بذار تا به حرفای قشنگ تو تکیه کنم
    عشقو با رنگ حقیقت به خودم هدیه کنم
    حرفای قشنگ میزنی . به دلم داری چنگ میزنی
    به پای غم کهنه دل . با حرفات داری سنگ میزنی
    با حرفات داری سنگ میزنی
    از عشق که میگی دیوونم میکنی
    به سوی زندگی روونم میکنی
    از عشق که میگی حرفات شیرینه
    هر یک کلمه اش به دلم میشینه
    حرفای قشنگ میزنی . به دلم داری چنگ میزنی
    به پای غم کهنه دل . با حرفات داری سنگ میزنی
    میدونم نمیدونی . میدونم نمیدونی
    زود به بن بست میرسه عاشقیا
    وقتی که هجوم آورد خستگیا
    عزیزم فردا پشیمون نشیا
    با همه عشقا و دلبستگیا
    با همه عشقا و دلبستگیا

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>